به نام خداتو جلوهی ابدیت به لحظه میبخشی / که من هنوزم و در من همیشهوار توییچگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟ / که جاودانهترین لحظهی تماشاییجدا از این من و ما و رها ز چون و چرا / کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویینتیجهی همه استخارهها خیر است / اگر به نیّت تو وا شوند قرآنهابسا شگفت که ظرفیّتِ بهارم بود / منی که زیسته بودم مدام در پاییزوقتی تو گریه میکنی ای دوست در دلم / انگار ابرهای جهان گریه میکنندبوی پیراهنی ای باد! بیاور، ورنه / غم یوسف بِکُشد، عاشق کنعانی رااز تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلم / میپیچد و از هر طرف سوی تو میپیچاندممن راه تو را بسته، تو راه مرا بسته / امّید رهایی نیست وقتی همه دیواریمچه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم / تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود
برچسب:
نویسنده: حمید اسدیپور
تاريخ: يکشنبه
1 مرداد
1402 ساعت: 16:56