خرید بک لینک
به نام خداوَ إِنْ تَکُنِ الْأَبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ فَقَتْلُ امْرِئٍ بِالسَّیْفِ فِی اللَّهِ أَفْضَلُهان اگر که این بدنهای خاکی برای مرگ و فنا آفریده شدهاند، پس کشته شدن انسان در راه خدا سزاوارتر است. المتنبی

برچسب: نویسنده: حمید اسدی‌پور تاريخ: شنبه 21 مرداد 1402 ساعت: 23:56

به نام خداتو جلوهی ابدیت به لحظه میبخشی / که من هنوزم و در من همیشهوار توییچگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟ / که جاودانهترین لحظهی تماشاییجدا از این من و ما و رها ز چون و چرا / کسی نشسته در آنسوی ماجرا که تویینتیجهی همه استخارهها خیر است / اگر به نیّت تو وا شوند قرآنهابسا شگفت که ظرفیّتِ بهارم بود / منی که زیسته بودم مدام در پاییزوقتی تو گریه میکنی ای دوست در دلم / انگار ابرهای جهان گریه میکنندبوی پیراهنی ای باد! بیاور، ورنه / غم یوسف بِکُشد، عاشق کنعانی رااز تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلم / میپیچد و از هر طرف سوی تو میپیچاندممن راه تو را بسته، تو راه مرا بسته / امّید رهایی نیست وقتی همه دیواریمچه سرنوشت غمانگیزی که کرم کوچک ابریشم / تمام عمر قفس میبافت ولی به فکر پریدن بود

برچسب: نویسنده: حمید اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:56

به نام خدادفتری به نام طفلی به نام شادی از استاد شفیعی کدکنی به تازگی چاپ شده است. یکی از بهترین شعرهای دفتر که عنوان کتاب را نیز به خود گرفته است که شاید بهترین شعر دفتر مذکور هم می باشد؛ طفلی به نام شادی است...« طفلی به نام شادی»طفلی به نام شادیدیری است گم شده استبا چشم های روشن براقبا گیسویی بلند، به بالای آرزوهرکس از او نشانی داردما را کند خبراین هم نشان ما:یک سو خلیج فارسسوی دگر خزر

برچسب: نویسنده: حمید اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:56

به نام خدایکی از برجسته ترین اشعار عرفانی زبان و ادبیات عربی که به خمریه این فارض است با 41 بیت. دارای تفسیر و تحلیل های مختلف. دو بزرگواری که دست به تحلیل خمریه ابن فارض زده اند: یکی: میرسید علی همدانی در مشارب الاذواق است و دیگری جناب جامی ، شاعر بزرگ در لوامع و لوایح و دیگران و دیگران.شَـرِبْنَا عـلى ذكْـرِ الحبيبِ مُدامَةً سـكِرْنَا بها من قبل أن يُخلق الكَرْمُلـها البدرُ كأسٌ وهيَ شمسٌ يُدِيرُهَا هـلالٌ وكـم يـبدو إذا مُزِجَتْ نَجمولـولا شـذَاها مـا اهتدَيتُ لِحانِها ولـولا سَـناها مـا تصَوّرها الوَهْمُولـم يُـبْقِ منها الدّهْرُ غيرَ حُشاشَةٍ كـأنّ خَـفاها في صُدور النُّهى كتْمفـإن ذُكـرَتْ في الحَيّ أصبحَ أهلُهُ نَـشاوى ولا عـارٌ عـليهمْ ولا إثمومِـنْ بـينِ أحشاء الدّنانِ تصاعدتْ ولـم يَـبْقَ منها في الحقيقة إلاّ اسمُوإن خَطَرَتْ يوماً على خاطرِ امرئِ أقـامتْ بـه الأفـراحُ وارتحلَ الهمّولـو نَـظَرَ الـنُّدْمَانُ خَـتمَ إنائِها لأسـكَرَهُمْ مـن دونِـها ذلكَ الختمولـو نَـضحوا منها ثرَى قبرِ مَيّتٍ لـعادتْ اليه الرّوحُ وانتَعَشَ الجسمولـو طَرَحُوا في فَيءِ حائطِ كَرْمِها عـليلاً وقـد أشـفى لـفَارَقَهُ السّقمولـو قَـرّبُوا من حانِها مُقْعَداً مشَى وتـنطِقُ مـن ذِكْـرَى مذاقتِها البُكْمولـو عَبِقَتْ في الشرق أنفاسُ طِيبِها وفـي الـغربِ مزكومٌ لعادَ لهُ الشَّمُّولـو خُضِبت من كأسِها كفُّ لامسٍ لـمَا ضَـلّ فـي لَيْلٍ وفي يَدِهِ النجمولـو جُـليتْ سِـرّاً على أَكمَهٍ غَدا بَـصيراً ومن راووقِها تَسْمَعُ الصّمولـو أنّ رَكْـباً يَمّموا تُرْبَ أرْضِهَا وفـي الرّكبِ ملسوعٌ لمَا ضرّهُ السّمّولو رَسَمَ الرّاقي حُرُوفَ اسمِها على جَـبينِ مُـصابٍ جُـنّ أبْرَأهُ الرسموفـوْقَ لِـواء الجيشِ

برچسب: نویسنده: حمید اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 16:56

صفحه بندی